چندی بود که یک بیمار روانی میخواست آنچه را که داشتیم از ما بگیرد. نتوانست. بعد از او کس و یا کسانی به همین قصد وارد شدهاند، نلفن میزنند و کامنت میگذارند.... آنچه که میان ما است از بین رفتنی نیست. تلاش بیهوده و گرگی پیشه کردن و در خف نشستن به قصد ضربه زدن و مانند مریض احوالان سر به دیوار کوفتن و از سر بیچارهگی پرت گفتن و نیش زدن چون کرکسی گشوده بال و ... بر هوا است و سر آخرش درماندهگی است که از همان ابتدایاش داشته و دارند و خواهند داشت.
با نگاهی سر از نفرت به شما مینگریم. با نگاهی که به آهی میماند، به آهی که بر چشمانتان مینشیند و تا عمر کورتان میکند.
0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی