خطابهی تدفين

تنها توفان
کودکان ِ ناهمگون ميزايد.
همسازسايهساناناند،
محتاط
در مرزهای آفتاب.
در هياءت ِ زندهگان
مردهگاناند.
وينان دلبهدرياافگناناند،
همسازسايهساناناند،
محتاط
در مرزهای آفتاب.
در هياءت ِ زندهگان
مردهگاناند.
وينان دلبهدرياافگناناند،
بهپایدارندهی آتشها
زندهگاني
دوشادوش ِ مرگ
پيشاپيش ِ مرگ
هماره زنده از آن سپس که با مرگ
و همواره بدان نام
که زيسته بودند،
که تباهي
زندهگاني
دوشادوش ِ مرگ
پيشاپيش ِ مرگ
هماره زنده از آن سپس که با مرگ
و همواره بدان نام
که زيسته بودند،
که تباهي
از درگاه ِ بلند ِ خاطرهشان
شرمسار و سرافکنده ميگذرد.
کاشفان ِ چشمه
شرمسار و سرافکنده ميگذرد.
کاشفان ِ چشمه
کاشفان ِ فروتن ِ شوکران
جويندهگان ِ شادی
در مِجْری آتشفشانها
شعبدهبازان ِ لبخند
در شبکلاه ِ درد
با جاپايي ژرفتر از شادی
جويندهگان ِ شادی
در مِجْری آتشفشانها
شعبدهبازان ِ لبخند
در شبکلاه ِ درد
با جاپايي ژرفتر از شادی
در گذرگاه ِ پرندهگان.
در برابر ِ تُندر ميايستند
در برابر ِ تُندر ميايستند
خانه را روشن ميکنند.
و ميميرند.
این شعر زیبای احمد شاملو تقدیم به مدیار بزرگوار که پا در راهی بزرگ نهاده است.
0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی